يادداشت هاي پراكنده (6)

يك) قبلا در اينجا مطالبي در مورد اينترنت نوشتم و آينده آن. اين مطلب فوق العاده را هم از دست ندهيد.

دو) شنيده ام مدارس ابتدايي قرار است به زودي در پنج شنبه ها تعطيل باشد. اميدوارم اين طرح آغازي براي دوركاري معلمان نباشد : )

سه) گزارش سالانه GE را در سال هاي مختلف را نگاه مي كنم. نكات جالبي دارد. در يكي از آيتم ها كه در گزارش هر سال وجود دارد، پر است از خريد و فروش شركت هاي مختلف تا يك پورتفوي پويا داشته باشند. در عوض شايد 4 سال باشد كه هيات مديره تغييري نكرده است. اين يعني يك ثبات پايدار و پويا. اين شركت يك شركت كانگومريت است و بخش هاي مختلفي دارد. در چارت دائما يك واحد را از زير يك بخش در مي آورند و زير قسمت ديگري مي گذارند. نكته ديگر اينكه در جي ئي سمتي وجود دارد به نام Chief risk officer كه متولي اصلي مديريت ريسك در سازمان است. باز هم در مورد اين شركت غول خواهم نوشت.

چهار) مانند همه مفاهيم، آموزش مديريت نيز در حال حركت به سمت وسوها جديد است. به نظر من يكي از روش هاي آموزش مدرن كه در حال بازكردن جايگاه خود است بازي هاي مديريتي است. بازي ها در صورت اجراي درست بهترين ابزار براي رسوب دادن مفاهيم در ذهن افراد است به گونه اي كه به اين سادگي ها نيز از ذهن بيرون نمي رود. بازي نوشابه يكي از بازي هاي معروف است.

تبریک

تولد اسوه مقاومت و پایداری بر همه مبارک علی الخصوص پرستاران که امروز روزشان است!

مديريت در شرايط بحران و ركود

نحوه عملكرد شركت ها در بحران هاي مختلف يكي از بحث هاي قابل توجه در مديريت است. به برخي از موارد آن بد نيست دقت كنيم:

يك) اساسا بحران هر گونه اتفاق ناگهاني يا تدريجي كه عملكرد مالي، اعتبار و يا روابط سازمان با مشتريان، كاركنان، تامين كنندگان و يا جامعه را با تهديد جدي مواجه كند.

دو) بسته به وضعيت نقدينگي شركت در دوره بحران، شركت ها نگاه هاي متفاوتي به آينده و هدف هاي متفاوتي دارند. نازل ترين هدف (براي شركت هايي كه اوضاعشان خراب است) بقا است. يعني اينكه شركت را به هر نحوي هست زنده نگه داريم. هدف سطح بالاتر مي تواند کمينه کردن زيان اقتصادي در دوره بحران  باشد. يعني با اتخاذ تدابيري سعي شود حداقل زيان را در دوره بحران كنيم. اما هدف سطح بالاتر مي تواند تضمين سود پايدار شرکت در بلندمدت از طريق حفظ سهم بازار داخلي و توسعه پس از بحران باشد. اين مساله اي است كه عامل رشد بسياري از شركت ها بوده است. يعني اينكه حتي در شرايط بحراني نيز نگاه به بلندمدت باشد و اساسا در شرايط بحران فرصت هايي وجود دارد كه در شرايط رونق نيست. خريد شركت هاي با عملكرد خوب، جذب افراد توانمند از ساير شركت ها و مواردي از اين دست فرصت هايي از اين جنس است. نتايج يك مطالعه نشان مي دهد موفق ترين ادغام ها و تملك ها در شرايط بحران صورت گرفته است.

سه) نحوه برخورد با منابع انساني نيز يكي از چالش هاي شركت ها در شرايط بحران و ركود است. اساسا كوتاه ترين ديوار براي كاهش هزينه ها همين ديوار منابع انساني است. اما اين نكته مدنظر قرار نمي گيرد كه چه كسي يا كساني بايد شركت را از اين بحران به سلامت در بياورند. شركت هاي مختلف معمولا سياست هاي متفاوتي در مواجهه با بحران در قبال منابع انساني دارند. برخي مثل آمريكايي هايي به سرعت و بي رحمانه تعديل مي كنند. اما اروپايي ها با احتياط بيشتري برخورد مي كنند. اين طور كه يكي از دوستان مي گفت زيمنس چند سياست را در مورد منابع انساني در شرايط بحران دارد. اولا از فرصت بحران استفاده مي كند و منابع انساني را آموزش هاي بلندمدت مي دهد البته با كاهش جزيي در حقوق. برخي از افراد را در سمت هاي ديگر جابجا مي كند، برخي موارد به افراد مرخصي بدون حقوق داده و قول استخدام بعد از بحران را مي دهد و در برخي از موارد هم با كاهش ساعت كاري در هفته به هر قيمتي كه هست نيروي انساني خود را نگه مي دارد.

چهار) در بحران فرصت خوبي وجود دارد كه برخي مقولات و فرهنگ ها در شركت نهادينه شود. مثلا فرهنگ ايجاد حساسيت به برخي از هزينه ها. در خيلي از موارد ايده هاي خوبي در شركت ها در شرايط بحران شكل مي گيرد. مثلا در اچ پي استفاده از سيستم ويدئوكنفرانس در شرايط بحران نشان دارد كه چقدر برخي مسافرت هاي كاري غيرضروري بوده است.

پنج) اكونوميست چند وقت پيش مقاله اي را چاپ كرد در مورد شركت هاي امن در بحران  براي كاركنان. اينجا بخوانيد. يك نكته جالبش اين بود كه برخي از اين شركت ها آنچنان چارت هاي دقيق و مشخصي دارند كه حتي يك نفر را هم نمي توانند اخراج كنند. قبل از تعديل توصيه اكيد به بازنگري در چارت مي شود البته بيشتر براي شركت هاي بزرگ.

شما هم اگر  در اين مورد تجربه اي داريد ممنون مي شوم به اشتراك بگذاريد.

تبريك سال نو - يادداشت هاي پراكنده (5)

يك) سال نو مبارك. در اين چند وقت كمي گرفتاري داشتم كه فرصت نشد پستي بنويسم. عيد هم هر چند مسافرت خوبي رفتيم اما نچسبيد مثل سال هاي قبل. دو سالي است كه عيد خيلي برايم معنا ندارد.

دو) هفته پيش سري به سينما زدم و "جدايي نادر از سيمين" را ديدم. فيلم فوق العاده اي بود. خيلي خوشم آمد. سرحالمان كرد اساسي. به شدت مجذوب شخصيت نادر شدم. وقتي فيلم را مي ديدم ياد مقاله "زندگي اصيل، مطالبه دليل" ملكيان افتادم. به نظرم نادر زندگي اصيلي داشت. استقلال شخصيتش، محكم بودن روي عقايدش، توجهش به فرزند و سيستم تربيتي فرزندش، پايبندي به گذشته ها و احترام به پدرش و از همه مهمتر جدي بودن و اراده قوي داشتنش به شدت مرا جذب كرد. از اين شخصيت هاي مقاوم خيلي خوشم مي آيد هر چند كه يك جاهايي فشار زياد باعث مي شود از خستگي و فشار كم بياورند (صحنه گريه كردن در حين تميز كردن پدرش در حمام). فيلم پر بود از قرارگرفتن در دوراهي هاي مختلف كه هر آدم در زندگي اش دارد كه نمي داند در صورت وقوع چه بايد بكند. در هر صورت مهمترين پيام فيلم براي من اين بود كه زندگي اصيل كردن در بلندمدت برنده است.

سه) معمولا در عيد اهل تلويزيون ديدن و سريال ديدن نيستم البته به جز سريال هاي مديري در سال هاي قبل. اما امسال چند قسمتي پايتخت را ديدم. ضمن احترام به منتقدين بايد عرض كنم فقط به خاطر بازي استادانه خمسه مي ارزيد اين سريال را ديد. بقيه بازيگران هم خيلي خوب بودند.

چهار) امسال دائما گوشمان پر شد از آمارهاي سفر هاي نوروزي. آخرين آمار تا آخر 13 رقم 162 ميليون نفر-سفر بود. نمي دانم چه انگيزه اي است كه آمار اين سفرها بالا برود و چه افتخاري دارد. چرا كه اساسا اين تيپ شوك ها براي صنعت گردشگري يك امتياز منفي است. چرا كه در يك مقطع كوتاه بار كاري شديدي را به اين صنعت وارد كرده (صنعتي كه ظرفيت بالايي را هم ندارد) و در عوض مدت زيادي عرضه كنندگان خدمات گردشگري بايد خاك بخورند. اما در اين ميان از همه جالب تر اين خبري بود كه خواندم. شنيده بوديم هدفمندي باعث كاهش سفر نمي شود ولي اينجوريش را نديده بوديم. هر چه تلاش كردم تاثير هدفمندي بر افزايش سفر را پيدا كنم موفق نشدم. لطفا اگر مي توانيد كمك كنيد.