نحوه عملكرد شركت ها در بحران هاي مختلف يكي از بحث هاي قابل توجه در مديريت است. به برخي از موارد آن بد نيست دقت كنيم:
يك) اساسا بحران هر گونه اتفاق ناگهاني يا تدريجي كه عملكرد مالي، اعتبار و يا روابط سازمان با مشتريان، كاركنان، تامين كنندگان و يا جامعه را با تهديد جدي مواجه كند.
دو) بسته به وضعيت نقدينگي شركت در دوره بحران، شركت ها نگاه هاي متفاوتي به آينده و هدف هاي متفاوتي دارند. نازل ترين هدف (براي شركت هايي كه اوضاعشان خراب است) بقا است. يعني اينكه شركت را به هر نحوي هست زنده نگه داريم. هدف سطح بالاتر مي تواند کمينه کردن زيان اقتصادي در دوره بحران باشد. يعني با اتخاذ تدابيري سعي شود حداقل زيان را در دوره بحران كنيم. اما هدف سطح بالاتر مي تواند تضمين سود پايدار شرکت در بلندمدت از طريق حفظ سهم بازار داخلي و توسعه پس از بحران باشد. اين مساله اي است كه عامل رشد بسياري از شركت ها بوده است. يعني اينكه حتي در شرايط بحراني نيز نگاه به بلندمدت باشد و اساسا در شرايط بحران فرصت هايي وجود دارد كه در شرايط رونق نيست. خريد شركت هاي با عملكرد خوب، جذب افراد توانمند از ساير شركت ها و مواردي از اين دست فرصت هايي از اين جنس است. نتايج يك مطالعه نشان مي دهد موفق ترين ادغام ها و تملك ها در شرايط بحران صورت گرفته است.
سه) نحوه برخورد با منابع انساني نيز يكي از چالش هاي شركت ها در شرايط بحران و ركود است. اساسا كوتاه ترين ديوار براي كاهش هزينه ها همين ديوار منابع انساني است. اما اين نكته مدنظر قرار نمي گيرد كه چه كسي يا كساني بايد شركت را از اين بحران به سلامت در بياورند. شركت هاي مختلف معمولا سياست هاي متفاوتي در مواجهه با بحران در قبال منابع انساني دارند. برخي مثل آمريكايي هايي به سرعت و بي رحمانه تعديل مي كنند. اما اروپايي ها با احتياط بيشتري برخورد مي كنند. اين طور كه يكي از دوستان مي گفت زيمنس چند سياست را در مورد منابع انساني در شرايط بحران دارد. اولا از فرصت بحران استفاده مي كند و منابع انساني را آموزش هاي بلندمدت مي دهد البته با كاهش جزيي در حقوق. برخي از افراد را در سمت هاي ديگر جابجا مي كند، برخي موارد به افراد مرخصي بدون حقوق داده و قول استخدام بعد از بحران را مي دهد و در برخي از موارد هم با كاهش ساعت كاري در هفته به هر قيمتي كه هست نيروي انساني خود را نگه مي دارد.
چهار) در بحران فرصت خوبي وجود دارد كه برخي مقولات و فرهنگ ها در شركت نهادينه شود. مثلا فرهنگ ايجاد حساسيت به برخي از هزينه ها. در خيلي از موارد ايده هاي خوبي در شركت ها در شرايط بحران شكل مي گيرد. مثلا در اچ پي استفاده از سيستم ويدئوكنفرانس در شرايط بحران نشان دارد كه چقدر برخي مسافرت هاي كاري غيرضروري بوده است.
پنج) اكونوميست چند وقت پيش مقاله اي را چاپ كرد در مورد شركت هاي امن در بحران براي كاركنان. اينجا بخوانيد. يك نكته جالبش اين بود كه برخي از اين شركت ها آنچنان چارت هاي دقيق و مشخصي دارند كه حتي يك نفر را هم نمي توانند اخراج كنند. قبل از تعديل توصيه اكيد به بازنگري در چارت مي شود البته بيشتر براي شركت هاي بزرگ.
شما هم اگر در اين مورد تجربه اي داريد ممنون مي شوم به اشتراك بگذاريد.