تبليغاتX
ویترین افکار من - طی کردن مراتب

ویترین افکار من

طی کردن مراتب

الان حدود دو سالی است در یکی از دستگاه های بزرگ دولتی نهضتی به نام برنامه ریزی عملیاتی به راه افتاده است که اثرات بسیار خوبی در آنجا داشته است. من هم از آنجا که یک همکاری کوچکی با یکی از تیم های مشغول در آنجا دارم (البته قبلا هم مدتی در آن دستگاه کار می کردم)  توفیق آن را داشته ام که از نزدیک در جریان کار این تیم قرار بگیرم. این تیم به خوبی در سطح آن دستگاه حضور پیدا کرده و به صورت دائمی برنامه های بخش ها را جمع آوری کرده و نقش اجرا و کنترل برنامه ها در سطح این سازمان را به عهده دارد. در طی فرآیند این برنامه برای هر بخش و واحد و معاونت سیاست ها، اهداف و برنامه های تحقق اهداف در طی فرم ها و تمپلیت هایی استخراج شده و نهایتا بعد از مشخص شدن فرآیند اجرا کنترل می شود. پریروز با دوستانم بحثی شد در مورد یکی از جلساتشان که در آن جلسه یکی اعتراض کرده بود که این نگاه مکانیکی به برنامه ریزی بر اساس آخرین تئوری های مدیریت باطل شده است و الان به این صورت خشک برخورد نمی شود و خلاصه از این جنس حرف ها. خوب معمولا این حرف ها خیلی هم طرفدار دارد چرا که از آخرین دستاوردها بحث می شود و دیگه نمی توان حرفی هم در رد آن زد. ولی من نظرم این نبود. من به دوستانم گفتم که کاربرد ابزارهای مدیریتی و نهادینه کردن آنها در سازمان تا حد بالایی بستگی به بلوغ (Maturity) سازمان دارد و اینکه شما می بینی فلان ابزار دیگه در فلان سازمان قدر غربی جواب نمی دهد به این خاطر است که این سازمان از لحاظ بلوغ به جایی رسیده است که این ابزار برای آن کارایی ندارد، به عبارتی این سازمان مراتب تکاملی را پله پله طی کرده است و ضعف ابزار قبلی را چشیده و نیاز به ابزار جدید را حفظ کرده است  که الان ابزار دیگری را مطالبه کرده و در خیلی از موارد هم ابداع می کند. اما در بسیاری از سازمان های ما که هنوز ساده ترین مفاهیم مدیریتی در آن تعریف نشده و خلا مفاهیم مدیریتی در آن به شدت حس می شود به نظرم نباید اینگونه برخورد کرد و لزوما ابزار جدید دوای درد ما نیست. شاید سازمانی که MRP، MRP II را گذرانده و بعد از آن به ERP احساس نیاز کرده است بیشتر قدر یک سیستم ERP را بداند تا سازمانی که از همان ابتدا ERP  را انتخاب میکند. از همین جا بگویم این حرفم به این معنا نیست که حالا اگر قرار است هر کاری انجام بدهیم حتما مراتب را طی کنیم بلکه تمام حرفم این است که لزوما ابزار جدید دوای درد ما نیست. یادش به خیر دکتر زنجیرانی فراهانی همیشه به ما یادآوری می کرد که لزوما قدیمی بودن یک ابزار یا تئوری به معنای بی کاربرد بودن آن نیست.

یکی از دوستان حرف جالبی می زد که البته شاید آن را تا حد زیادی توهم توطئه ای بدانید. می گفت که شاید یکی از دلایلی که این آمریکایی ها خیلی راحت اسناد و داکیومنت هایشان را منتشر می کنند این است که اولا ما را گمراه کنند که با دوای درد آنها خود را درمان کنیم و هی بدویم و ببینیم که به آنها نمی رسیم و ثانیا به تفاوت عمیق خودمان با آنها پی ببریم!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:40  توسط احسان اردستانی رستمی  |