عید و سینما
اين تعطيلات يك فرصت خوبي برايم بود تا فاصله تقريبا زيادي كه با سينماي ايران به دلايل مختلف پيدا كرده بودم را جبران كنم. مدتي بود مقاومتي در برابر فيلم ديدن پيدا كرده بودم از نوع بي حوصلگي يا شلوغي سر و الخ كه خوشبختانه در عيد اين مقاومت شكسته شد. معمولا فيلم ها را به دو صورت انتخاب مي كنم براي ديدن. اول اينكه فيلم هايي كه تو جشنواره ها به بهانه هاي مختلف جايزه گرفته اند و ديگري هم به توصيه آدم هاي خوش سليقه. چون دوست ندارم وقتم را صرف فيلم هاي مسخره بكنم كه الان فراوون تو سينماي ايران پيدا ميشه.
تو اين مدت تنها كمكي هم كه مي توانستم به سينماي ايران بكنم خريد فيلم ها به صورت اصل (اورجينال) بود (البته بعدا كه حساب كردم ديدم اصلا رقم قابل توجهي هم نيست). جديدا به شدت به اين مساله حساس شده ام كه نسخه هاي كپي را نبينم. به همه افرادي كه به صنعت سينما علاقه دارند چنين توصيه اي مي كنم. البته سنتوري را اعتراف ميكنم كه نسخه كپي اش را ديدم و براي آن هم سعي كردم كه شماره حساب مهرجويي را شارژ كنم!! (اينجا) باور كنيد اصلا هم خرجي ندارد. 1500 نا قابل. شايد شما براي ديدن كپي ها هم همين پول را خرج كنيد ولي با خريد اورجينال حداقل كمك مي كنيد كه اين رقم ناچيز به صاحبان واقعي برسد.
در روزهاي اخير فيلم هاي زير را ديدم:
دعوت، بيد مجنون، نيومانگ، تخته سياه، يك بوس كوچولو، طبل بزرگ زير پاي چپ، ستاره است، هامون،چهارشنبه سوري، ماهي ها عاشق ميشوند، سنتوري، گاوخوني، روز سوم، كاغذ بي خط، كافه ترانزيت، مادر (علي حاتمي) و خون بازي.
اما نظر كوتاه من در مورد هر برخي از اين فيلم ها:
دعوت: اين قدر هم كه منتقدان مي گفتند بد نبود. شايد هم من آمادگي ديدن يك فيلم افتضاح تر را داشتم.
بيدمجنون: اين يكي برعكس دعوت، اين قدر هم كه تعريف مي كردند خوب نبود.
نيومانگ: فوق العاده بود و البته خيلي تاسف آور، حيف كه توقيف شده است. تو كف اون راننده ميني بوسه ام. چقدر بخت بخت بود.
تخته سياه:بسيار جالب بود. حقش بود اين همه جايزه بگيره.
يك بوس كوچولو: زياد خوشم نيامد. بازي رضا كيانيان تو اين فيلم خيلي مصنوعي بود. انتظار كار قوي تري از فرمان آرا داشتم.
طبل بزرگ زير پاي چپ: يك فيلم كاملا متفاوت در زمينه دفاع مقدس. قسمت اولش كمي خسته كننده بود ولي قسمت دوم عالي بود. بازي زيباي فرخ نژاد كه تو اين مدت كلي بهش ايمان آوردم. پايان ديدني هم داشت.
ستاره است: يك فيلم افتضاح. اصلا خوشم نيامد. به كسي كه بهم توصيه كرده بود كلي شكايت كردم.
هامون: اين فيلم را قبلا يكي دو بار ديده بودم. به نظرم تو فيلم هاي بعد از انقلاب مهر جويي بهترين فيلمش است. سه بار ديدم در طول اين مدت. صحنه هاي زيبا با بازي استثنايي شكيبايي مرحوم. رحمت بر اين مرد بزرگ. من از اين صحنه هاي فيلم خيلي خوشم آمد: سكانس ابتدايي فيلم و گفتگوي هامون با دبيري وكيلش، سكانس صحبت با سماواتي، سكانس كتابفروشي، سكانس دادگاه و الخ. قبلا شنيده بودم اين فيلم زبان حال خود مهرجويي بوده است. هنوز هم طالب ديدن اين فيلم هستم. اگر مشتاق هستيد بسم الله!!
چهارشنبه سوري: فيلم خوبي بود. بازي فرخ نژاد خصوصا در برخي از صحنه ها ديوانه كننده است. نمي دانم كي اين مرد را كشف كرد. البته بايد اعتراف كرد كه نقش هايش خيلي هم متفاوت نبوده است. هنوز هيچ كس در پراكندگي نقش ها به گرد پرستويي نرسيده است و آن هم با موفقيت تمام. به نظر من يك اشكال بسياري از هنرپيشه ها و كارگردانان ما كليشه اي شدن و عدم توان براي خروج از كليشه هايشان است.
گاوخوني: فيلم عجيب و متفاوت از افخمي. مثل اينكه افخمي در وصف داستان اين فيلم گفته بوده كه در كلاس فيلم نامه نويس اش هميشه از اين رمان به عنوان رماني نام مي برده كه نمي توان براي آن فيلم نامه نوشت. كلا كار جالبي بود. از ديدن آن ضرر نمي كنيد. بازي انتظامي مثل هميشه عالي است. فيلم به همراه پشت صحنه اش است كه آن هم ديدني است.
روز سوم: اگر دنبال ديدن يك فيلم هيجاني هستيد فيلم قابل توصيه اي است و بسيار پرحادثه .
كاغذ بي خط: كمي خسته كننده ولي ديالوگ هاي خيلي قوي. ارزش ديدن را دارد.
كافه ترانزيت: اين يكي هم قابل توصيه است و ارزش يك بار ديدن را حتما دارد. بازگوكننده برخي از رسوم و تعصبات غلطي است كه نمي دانم كي قرار است از بين برود.
مادر: شاهكار ماندگار علي حاتمي. شايد بهترين فيلمي كه در عيد ديدم هر چند چندين بار ديگه هم ديده بودم. بهتر از اين نمي شد زيباييها، صفا و نشانه هاي خانه هاي قديم ايرانيها را نشان داد. قول مي دهم كه اين فيلم چند سال ديگر كه كاملا اين نشانه ها از بين رفته است گريه بعضي ها را درخواهد آورد به ياد خاطره هاشون.
خون بازي: علي رغم اينكه خيلي ها از اين فيلم تعريف كردند من خوشم نيامد. بازي باران كوثري خوب بود اما اصلا بيتا فرهي خوب بازي نكرده بود.
با ديدن اين فيلم ها حميد فرخ نژاد هم به فهرست بازيگرهاي مرد مورد علاقه ام (انتظامي، پرستويي، شكيبايي) اضافه شد. اعتراف مي كنم يكي از عوامل انتخاب فيلم براي من بازي اين ها است.
در كل به نظرم سينماي ايران هم خيلي حرف براي گفتن دارد. اين را براي كساني گفتم كه چسبيده اند به هاليوود و با سينماي ايران قهر هستند!!
