تبليغاتX
ویترین افکار من - سال نو مبارک

ویترین افکار من

سال نو مبارک

الان حدود 4 سالي است كه به شرح حال نويسي مي پردازم و به جز يكي دو روز بدون وقفه در نوشتن آن مداومت داشته ام. هر سال در چنين روزهايي يك سرسيد جمعه جدا (سررسيدي كه براي روز جمعه آن نيز صفحه جدايي است) تهيه كرده و شرح اتفاقات و دغدغه ها و رخدادهايم را در آن مي نويسم. اين سررسيدها پايان هر سال در كتابخانه شخصي ام كنار هم قرار مي گيرند و هر يك از اين سررسيدها به نمادي از يك سال عمر من تبديل شده اند. امروز هم بعد از يك سال سررسيد سال 1387 تكميل شده و يك سال ديگر از عمرم به اتمام خواهد رسيد.

اين سال هم پر از اتفاق و فراز و نشيب براي من بود و به واقع اتفاقات مهمي برايم رخ داد. تجارب كاري جديد، كار كردن با دوستان جديد، شناختن عميق تر برخي از دوستان در شرايط خاص، فوت مادربزرگ عزيزم، دفاع پايان نامه و برخي از اتفافاقات خيلي مهمتر كه به دليل شخصي بودن قادر به بيان آنها نيستم از مهمترين اتفاقات امسال بود.

سال جديد را هم تا چند لحظه ديگر آغاز مي كنيم. اميدوارم امسال نيز سال پر بركت براي كشور عزيزمان ايران باشد. به اين اميد زمزمه مي كنيم:

يا مقلب القلوب و الابصار

يا مدير الليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الي احسن الحال

نوروزتان پيروز.

 

پ.ن: دلم نیامد این شعر طربناک مشیری را اینجا نیاورم هر چند احتمالا این روزها زیاد شنیدید:

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد

برگهای سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز

خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در اين روزگار

جامه رنگين نمی‌ پوشی به کام

باده رنگين نمی ‌بينی به جام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از آن می که می ‌بايد تهی است

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم

ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار

گر نکوبی شيشه غم را به سنگ

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:45  توسط احسان اردستانی رستمی  |