تبليغاتX
ویترین افکار من - مرگ سرمايه هاي اجتماعي

ویترین افکار من

مرگ سرمايه هاي اجتماعي

چند ديدار با دوستاني كه هم اكنون در خارج از كشور در حال تحصيل هستند و براي مرخصي به ايران آمدند انگيزه نوشتن اين پست شد. خود من هميشه از نگاه كليشه اي و بخشي نگرانه ( منظورم غيريكپارچه) در مورد مقايسه رفتار ايراني ها و خارجي ها آزرده بودم. برايم تكراري شده بود داستان هاي عوامانه اي كه از برتري خارجي ها نسبت به ماها تعريف مي شد (مثلا شايد كليشه اي ترين آن داستان همراهي يك ايراني با يك سگ خارجي و عبور ايراني از خط عابر و ايستادن سگ تا سبز شدن چراغ عابر و ... داستان هاي زياد ديگر). هميشه به نظرم مي آمد كه اين داستان ها ناشي از اعتماد به نفس پايين ما ايراني ها نسبت به عقبه امان است و تفاوت­ها اين قدر هم زياد نيست. اما وقتي برخي آدم هاي نكته سنج و ريزبين مواردي را تعريف مي كنند و اين موارد هم با تكرر زياد اتفاق مي افتد، احساس خطر مي كنم.

احساس خطرم هم از ناحيه روبه زوال بودن سرمايه­هاي اجتماعي است. بله، سرمايه هاي اجتماعي در حال نابودي هستند. اين نابودي در تمام سطوح جامعه از حاكمان گرفته تا عادي ترين افراد وجود دارد.

هر كسي در حال دزديدن از كارش است، دروغ نقل و نبات حرف هايمان شده است، پرده دري و از بين بردن حرمت آدم ها كاملا براي همه ما عادي شده است، نوع دوستي از بين رفته است، خود خواهي به شدت در حال فرا گير شدن است. صبر و تحمل و درك كردن ديگران كم شده است و غالب افراد در حال پريدن به ديگران هستند. همه عصبي اند و حوصله درك و فهم سايرين وجود ندارد.

جالب تر اينكه در اين بيابان خشك و بي آب و علف وقتي يك نفر هم سعي مي كند درست زندگي كند گويي رسواي زمانه است. در اين گونه شرايط:

  • وقتي براي كارهاي شخصي از تلفن شركت استفاده نمي كني متهم به حماقت مي شوي
  • وقتي حاضر نمي شوي براي خوشايند ديگران زير بار برخي تجملات بروي، در نظر ديگران متهم به املي و عقب ماندگي مي شوي.
  • وقتي به لقمه ات حساس هستي و برخي حقوق ديگران را رعايت مي كني همه بهت مي خندند و نصيحت هاي كدخدامنشانه هم مي كنند.
  • وقتي در برخي موقعيت هاي حساس كه به ضررت هم هست دروغ نمي گويي در نظر آدم ها بسيار كودن هستي و ....

به اين نمونه ها توجه كنيد:

يك) وحيد يكي از دوستان خوبم كه در مالزي تحصيل مي كند تعبير جالبي از ايرانيان مقيم آنجا دارد كه ظاهرا با برخي از رفتارهايشان آبروي ايران را برده اند. تعبير وحيد از ايرانيان آنجا اينگونه بود كه ايراني ها مثل بچه زرنگ هايي هستند كه تهش با بدبختي و فلاكت دست و پنجه نرم مي كنند اما مثلا مردم آنجا در نظر ما پپه هايي هستند كه همه اشان تهش آدم هاي موفقي هستند و زندگي آرامي دارند (به قول وحيد برخي از همين مردم مالزي در يك شرايط آزادانه اسلام را انتخاب كرده اند و از دينشان هم واقعا لذت مي برند)

وحيد مي گفت كه سوار يك تاكسي شدم كه يك ايراني راننده آن بود. وي با يك ژست دلسوزانه سعي مي كرد به من توصيه هايي براي زندگي در اين كشور بكند. وي مي گفت: "اينجا جريمه شدي اصلا نري پرداخت كني ها. اصلا نذار جريمت كنن و قبل از جريمه پول بده.". جالب است كه وي اصلا در پس ذهنش چنين توصيه اي نمي كرد كه حواست باشد كه اصلا خلاف نكني كه جريمه بشوي چون اين احتمالا در خونش بوده است.

دو) يكي از آشنايان بازاري است و به صورت مرتب به چين مي رود. وي مي گفت در چين يك پسربچه اي است كه رابط ما با چيني ها است و به دليل آشنايي با زبان فارسي و چيني ديلماج ماست و البته فقط ديلماج نيست. اين آشناي ما وقتي ازش مي خواست كه برخلاف واقع به وي بگويد كه چند تا مغازه آن طرف تر فلان جنس را فلان قدر ارزان تر مي دهند، قبول نمي كرد و مي گفت: "نه آقا ما نمي تونيم دروغ بگيم"

اين ها همه نشان دهنده يك خطر جدي در جامعه است كه به مراتب خطر آن از عقب ماندگي اقتصادي امان كمتر است و به نظرم از آنچه در حال از دست دادن آن در پارس جنوبي هستيم خطرناك تر است.

آنچه باعث پويايي و شكوفايي مجدد يك جامعه است خرد و درك و فهم مردم آن جامعه هستند. آلفرد مارشال اقتصاددادن انگليسي مي گويد"

"اگر تمامي سرمايه ها و ابزارهاي تکنيکي و مسايل فني فعلي در جهان به يک باره تباه شوند، ولي خرد افراد در سطح استراتژيک باقي بماند، جامعه درمدت کوتاهي مجددا" پويا و شکوفا مي شود."

شايد يكي از علت هاي اينكه ما زندگي اخلاقي نداريم ناشي از همان نگاه كوتاه مدت ما به مسائل است كه فكر مي كنيم برنده شدن در همين زرنگي هايي است كه افق تاثيرش تا نوك بيني امان است. اما مطمئن باشيد از يك نگاه منفعت گرايانه هم عقلاني است كه اخلاقي زندگي كنيم و به مسوليت هاي اجتماعي وفادار بمانيم (+و+)

در پايان مناسب ديدم داستاني را بياورم از دكتر بهشتي و ببينيد كه تا چه حد پاي بندي به اخلاقيات و سرمايه اجتماعي در اين مرد بزرگ وجود دارد. مي گويند در زمان 15 خرداد و كشتاري كه انجام شد يك نفر گفت كه  الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!
بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ.

اما دغدغه اصلي: در بحثي كه با مهدي حيدري (دوست خوبم كه محرك اصلي من در نوشتن اين پست شد) داشتم اين سوال برايمان پيش آمد كه راه هاي در دسترس ماها براي احياي مجدد اين سرمايه هاي اجتماعي چيست. ممنون مي شوم ايده هاي خود را در اين زمينه به اشتراك گذاريد. اولين چيزي كه به ذهن من مي رسد شروع كردن از خود است!!

پ ن : در هنگان نوشتن اين پست همواره اين را مدنظر داشته ام كه اساسا هموطنان زيادي هم داريم كه چه در ايران و چه در خارج از ايران واقعا اخلاقي زندگي مي كنند و همواره سعي دارند وجهه ايراني را موجه نگه دارند كه اميدوارم از نوشته هاي من سوء برداشت نشود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 17:41  توسط احسان اردستانی رستمی  |